|
پارسه
|
||
|
وبلاگ اختصاصی انجمن علمی دانشجویان بخش شهرسازی دانشگاه شیراز |
|
مشکلات عمده شهرهاي جديد به لحاظ طراحي و ساخت،اجرا و سکونت زمان کوتاه براي شکل گيري هويت واقعي شهرها (برخي از شهرها در طول قرنها هويت يافته،به انسجام رسيده اند درحاليکه از طراحي ،اجرا و ساخت شهرهاي جديد زمان چنداني نمي گذرد. عدم ايجاد ارتباط متعادل و معقول بين کارکرد مسکوني اين شهرها و اشتغال ،فرصتها و ظرفيتهاي شغلي .لذا مهاجرتهاي تناوبي و آونگي روزانه و حتي فصلي در پي دارد. انتخاب مجموعه عناصر شهرسازي هم بخش اعظم موفقيت شهررا مشروط مي کند. ايجاد مصنوعي يک مرکز شهري (C.B.D) اگرچه آسان به نظر مي رسد اما ايجاد قدرت جاذبه اي عملکردي در مقام اجرا امري بسيار مشکل مي نمايد . کنترل دائمي قيمت اراضي و مسکن ،بسيار دشوار است زيرا فعاليت دائمي بنگاهاي مسکن ،بورس بازي زمين ،عملکرد نامتناسب سازمانها و ارگانها ... تعيين نرخ معين ارضي و مسکن را با معضلات بسياري روبه رو مي کند. بافت و ترکيب سنتي –جنسي جمعيت نيز در کوتاه مدت چندان مطابق طرح هاي آزمايشي جمعيت پيش نخواهد رفت . نسبت هويت با سيماي شهر اهميت «منظر شهري»به واسطه نقش آن در زيباسازي، هويت بخشي و روانسازي جريان زندگي در محيط شهري است. دير زماني نيست كه «چشمانداز و منظر» به عنوان يك وجه پراهميت از محيط زيست انسان مورد توجه قرار گرفته است.محققان از ويژگيهاي تاريخي، فرهنگي و زيباشناختي به عنوان جنبههاي اصلي و قابل توجه منظر ياد كردهاند. توجه به وجوه ياد شده در شهر، جلوهاي از محيط زيست انسان را در بر ميگيرد كه «منظر شهري» ناميده شده است. امروزه، گسترش فضاهاي مصنوع و بهبود كيفيت آنها و همچنين ميل به زندگي وابسته به طبيعت و تاريخ، جنبههاي متنوعي از «چشمانداز و منظره»را آفريدهاند كه هر يك موضوع و بستر حرفهاي خاص قرار گرفتهاند. تحقيقات و انتشارات موجود نظريههاي گوناگوني را به عنوان پشتوانههاي اقدامات اجرايي در زمينه «چشمانداز»تبيين كردهاند. رشد فعاليتهاي مربوط به «منظر» شاخههاي فرعي آن از جمله «منظر شهري» را به عنوان زمينههاي مختلف اين كار معرفي كرده است. اهميت «منظر شهري»به واسطه نقش آن در زيباسازي، هويت بخشي و روانسازي جريان زندگي در محيط شهري است. شهرهاي امروزي، به دلايل گوناگون و اغلب اقتصادي از يافتن هويت بصري و تاريخي مطلوب بيبهره ميمانند.در عين حال لازم است تا با توجه به زمينههاي نظري و بنيادين مباحث «منظر شهري» از تبديل شدن اين مقوله به نوعي فعاليت تخيلي و بيمبنا جلوگيري به عمل آيد چرا كه سيماي شهر، همه چيزي است كه از شهر «حس» ميشود و به «ديده» ميآيد. تعاريف امروزي منظر، دايره شمول، آن را از محدوده «نظر»به همه آن چيزي كه از محيط دريافت ميشود توسعه ميدهد كه ويژگيهاي صوتي، بو و بافت از جمله اين موارد است. منظر، جلوهاي از واقعيت فضاي زيست انسان است كه توسط استفاده كننده درك ميشود و بايد اذعان داشت به رغم در انزوا ماندن آن، مهمترين وجه محيطزيست است كه با انسان در ارتباطي روحاني به سر ميبرد. آنچه يك «محيط» را خوب، دلباز، دلچسب، مطبوع، با صفا، زنده و با نشاط ميسازد، همان است كه در بحثهاي «منظر و چشمانداز» مورد توجه قرار گرفته است. نمودهاي هويت شهر يك شهر چگونه صاحب هويت شناخته ميشود؟ دانستيم كه هويت در مقوله شهر، معماري و هنر امري تشكيلي و داراي شدت و ضعف است. آنچه آن را به اصطلاح با هويت ميخوانند، داراي مراتبي از اتصال به تاريخ و تحولات گذشته خود است كه عرف آن حد را با هويت ميشناسد. در واقع، هميشه ميتوان نشانههايي هر چند جزئي در ارتباط ميان امر واقع با گذشته او پيدا كرد. اگر چه تبيين كمي اين حد، فرآيندي پيچيده و كمسابقه است، لكن ميتوان با حدي از تسامح و با تكيه بر عرف، مقولات با هويت و بيهويت (و در واقع با هويت قوي و ضعيف) را از يكديگر تميز داد. ايجاد هويت به منزله تداعي خاطرات شهر سنتي ايران در منظر شهر جديد، اقدامي است كه منحصر به دخالت در سيماي محيط نميشود. بلكه جنبههاي ساختاري و برنامهريزي شهر را نيز دستخوش دگرگوني ميكند كه تاثيرات آنها در مرحله بعد در منظر شهر به ديده ميآيند، لكن هميشه ميتوان در شهري كه ساخته شده، اقداماتي موضعي (و البته بر مبناي برنامهاي حساب شده و پيش انديشيده) به عمل آورد. نوشته شده توسط محسن سورگی
|
طرح مساله
ازنظراجتماعی شهرها مکانهای مناسبی برای شکل گیری نهادهای اجتماعی اعتلای ارزشهای فرهنگی،گسترش و تحکیم روابط و مناسبات اجتماعی و پاسداری ارزش های انسانی وهویت های ملی و محلی هستند. لذا هویت در محیط های شهری به یکی از بحث انگیزترین موضوعات عصر حاضر تبدیل شده است ،تا جا ئی که امروز هرکس به طریقی خودآگاهانه یا ناخودآگاهانه در چنگال نگرانی بی هویتی اسیر است. بی هویتی، ناهماهنگی ویکنواختی که امروزه بر فضای شهرها است و به صورت روزافزونی در حال گسترش است، نه تنها سیمای نامطلوب و محیطی نامأنوس را برای ساکنین ایجاد نموده،بلکه تمامی ابعاد زندگی اجتماعی زیست محیطی را در جوامع شهری تحت الشعاع خود قرارداده است،زیرا فرم فیزکی شهرها در حقیقت هسته جهان اجتماعی است که تمامی ابعاد جامعه از اقتصاد گرفته تا زیبایی شناختی موثر است. تا وقتی که بحران هویت به عنوان موضوعی حل ناشدنی یا حداقل بسیار پیچیده فرض گردد،رهایی ازشرایط کنونی چندان محتمل به نظر نمی رسد یکی از دلایل این فرض آن است که تعریف مشخصی از هویت در دست نیست؛ و همین امر هویت بخشی را دشوار و حتی ناممکن جلوه میدهد.
در واقع مساله هویت شهری یکی از پیچیده ترین و بحث انگیزترین مباحث نظری در شهرسازی است. چگونه می توان آنرا در شهرها و یا در عناصر معماری ایجاد کرد و یا ارزیابی نمود؟ این سوالی اساسی است که بسیاری از محققین به دنبال یافتن پاسخی مناسب برای آن هستند.
در کشور ما که شاید یکی از غنی ترین سرزمین ها از نظر بهره مندی از میراث و دستاوردهای فرهنگی است و از نمودهای آن شهرسازی و معماری ویژه و شناخته شده اش در سطح جهانی می باشد؛با توجه به این مطلب که زندگی امروز خود را چگونه میخواهیم؟ به فردا چگونه می اندیشیم؟ و از گذشته خود چگونه بهره بر می داریم؟ ساحتن شهرها و تولید معماری از حساسیت خاصی برخوردار است و لذا نیازمندیم که هویت گذشته و امروزین این دو را باز شناسیم و آن را تعریف نماییم. در این راستا این سوال به ذهن می آید که آیا چنانچه بخواهیم به تقویت عوامل هویتی و مظاهر و تشخیص در شهرسازی و معماری کشورمان بپردازیم، اتکا صرف به ارزشهای گذشته کافی است؟ یا اینکه باید عوامل دیگری را علاوه بر ارزشهای تاریخی و فرهنگی مد نظر قرار دهیم؟
امروزه هویت شهری، هم چون حلقه ای گم شده است و شهرها نه بر پایۀ هویت اصیل خود، بلکه بر پایۀ تقلیدهای بدون اندیشه از مظاهر غربی و الگوهای مدرن بدون توجه به الگوهای بومی در حال شکل گیری و گسترش اند. در واقع دوران مدرنیزاسیون را می توان به عنوان سرآغاز گسست و کمرنگ شدن توجه به ابعاد هویتی شهرها و زندگی اجتماعی شهری در نظر گرفت. شیفتگی به مظاهر غیر بومی به بفراموشی سپردن مظاهر اصیل بومی انجامیده است. در واقع فقدان آشنایی لازم و نیز فقدان اهمیت به ضرورت وجود الگوهای بومی از این دوره به بعد باعث شده تا در طرحهای توسعۀ شهری واقعیات بسیاری به فراموشی سپرده شود. از دیگر سو، رواج روزافزون فرهنگ غربی به دلیل احاطۀ جامعه توسط ابزار های تکنولوژیک که باعث هجوم گستردۀ الگوها و فرهنگ ناآشنای غربی شده ،باعث شده تا امروزه هویت و ابعاد هویتی از بیرون جسته شود. ( بازیابی هویت از بیرون). مجموعه عوامل بالا باعث شده تا در عصر پیش رو، خویشتن را گم کنیم؛ به سخن دیگر،خود را در دیگری جستجو کنیم. پس یک انفصال آشکار را بین معماری،فرهنگ، اندیشه و تاریخ به وجود آورده است که این نیز ناشی از همان گسست تاریخی دوران مدرن است.
در شهرهای ایرانی- اسلامی فرم به تبع معنا تعریف می شود و کالبد هویت خود را از محتوی اخذ می کند و این متأثر از بنیان های نظری هنر معماری ایرانی-اسلامی است که نسبت قالب و محتوی هم چون نسبت روح و کالبد در بنیادهای جهان بینی آن نیز آشکار است.در هنر ایرانی-اسلامی صورت ، تجسم معناست و نه مغایر با آن. سوال این است که با توجه به توسعه و گسترش روزافزون نقاط شهری در ایران،در ساخت و توسعۀ شهری و رویکردهای حاکم، ساختار فضاهای شهری بر پایۀ کدامین محتوای فلسفی شکل میگیرند؟و اصولا در توسعۀ شهری به کدامین بنیانها و ابعاد هویت توجه شده است؟ ابزارهای موجود و یا لازم برای شناخت هویت در شهرها کدامند؟ چگونه باید هویت شهری را جستجو کرد؟جایگاه شهرهای ما در گذشته چگونه بوده است؟ اکنون جایگاه آنها کجاست؟به عبارتی، از کجا به کجا رسیده ایم؟و به کجا باید برسیم؟و چه چشم اندازی را برای خود ترسیم نموده ایم؟این مجموعه در راستای پاسخ گویی به این سوالات تدوین شده است.
ضرورت مساله
امروزه موج جهانی شدن “globalization”هم چون طوفانی سهمگین تمام ساکنین دنیای مدرن را وحشت زده کرده است. وحشت از ویران شدن ساختارهای اقتصادی نوپا، وحشت از شکستن سدهای قدرت سیاسی و مهمتر از همه گم شدن هویت های مختلف در میان امواج جهانی شدن است. دغدغۀ بسیاری از سیاستمداران دنیای کنونی این است که روزانه موج وسیعی از شکل ها، باورها و رفتارهای فرهنگی بیگانه با هویت ملی از طریق تکنولوژی وارد خانه و خون یک ملت می شود و خود را در تمام عرصه ها مانند کار، تفریح، ورزش و فعالیتهای اجتماعی دیگر، شیوۀ زندگی و تعاملات اجتماعی، بافت کالبدی و غیره نشان می دهد.
امروزه حتی ساختارهای ذهنی جامعه متاثر از این روند شکل می گیرند. نوع نگرش به فضا نیز درنهایت تحت تاثیر این ساختارهای ذهنی قرار خواهند گرفت و در نهایت ساختارهای فضایی در داخل شهرها تحت تأثیر این فرایند شکل می گیرد. به عبارتی، برپایی ساختارهای نو تحت تاثیر هویت جهانی و بدون توجه به گذشته و واقعیات موجود می باشد. در شهرسازی جدید انگاره ها و الگوهایش به گونه ای ماتقدم شکل گرفته است،الگوهایی که برآنند تا با اجبار خود را به واقعیت تحمیل کنند.
ما در زمانه ای زندگی می کنیم که موجودیت و استعداد بازنمایی(هویت اصیل) آن به شدت به مخاطره افتاده است و این تبیین و توصیفی از معنای بحران هویت است.
در حایی که فلاسفۀ قرن 19 نقد شهر را از نقد جامعۀ صنعتی جدا نمی سازند و بر مبنای این نقد، مدینۀ فاضلۀ خویش را بنا می نهند؛ عمل گرایان شهر را بر مبنای عملکردهایی میسازند و می پردازند که انقلاب فن شناختی سبب شده است. هنر جای خویش را به فن می سپارد؛ معمار-هنرمند در مقابل معمار –مهندس عقب می نشیند؛ اندیشه های شهرسازی بیش از هر زمان دیگری در زمینه های فلسفی و حکمت عملی به جولان در می آید. امروزه در دنیا کلان شهرها دارای شاخصه ها و مفاهیم درون شهری هستند که هویت شهر را تعریف می کنند. بسیاری از کشورهای دنیا برای حفظ و ایجاد این مفاهیم تلاش زیادی انجام داده اند تا با ایجاد فضاهایی متناسب و باهویت، جایگاه خود را بیابند. از جمله کشور اسپانیا ساختمان موزه گوگنهایم که توسط معمار بزرگ فرانک گهری ساخته شده در شهر بیل بائو باعث نمود جهانی آن شهر و هم کشور اسپانیا شده است. تاثیر آن نیز بر کل ساختار اجتماعی و فرهنگی این شهر مشهود است،چنان که اکنون تبدیل به یکی از مراکز توریستی جهان شده است. شهرهای ایران نیز از سابقه تاریخی بسیاری برخوردارند اما در گذر زمان و با توجه به حوادثی که اتفاق افتاده بسیاری از نمادها و سبک و سیاقهای شهری دستخوش تحولات بسیار گشته اند ودیگر نمی توان از شهرهای با اصالت سخن گفت. با این حال سوال اینست که با این شرایط در کلان شهرهای ایران چند نوع هویت شهری میتوان تعریف کرد؟ اصولا چقدر در این راه تلاش شده است؟ و یا حتی چقدر برای تعریف آن نه در سطح جهانی بلکه در ابعاد ملی تلاش شده است؟
پاسخ به سوالات فوق ضرورت این تحقیق را مشخص می سازد .علاوه بر این موارد، نگرانی های موجود در مورد سرنوشت و چشم انداز آتی شهرهای ما و ابعاد هویتی آنان نیز پژوهشها و مطالعات گسترده ای را ضروری می سازد.
حال باید دید که برای مطالعه در این مسیر چه رویکردی لازم است.آنچه تا به حال مورد مطالعه قرار گرفته، معمولا مطالعاتی تک بعدی نگر و با زاویۀ دید محدود بوده است.
شهرها به روشهای مختلفی ساخته می شوند و عوامل گوناگونی در شکل گیری فرم کالبدی این مراکز زیستی موثر هستند. عواملی هم چون شرایط طبیعی نظیر آب و هوا و یا نوع مصالح ساختمانی موجود در طبیعت، نیروهای اقتصادی مانند جریان سرمایه، اقدامات ساکنین وتصمیم گیری آنها در زمینۀ انتخاب محل مناسب برای احداث مسکن و یا انتخاب مرکز خرید، سطح و نوع فناوری، نحوۀ توزیع قدرت در جامعه و میزان تاثیر گذاری گروههای مختلف در نظام تصمیم گیری و غیره از جمله نیروهای موثر در شکل گیری شهرها هستند.
معمولا هویت یک اثر معماری و شهرسازی با میزان وجود ایده ها و معانی برگرفته از ویژگیهای فرهنگی دستگاه تشخیص هویت شناخته می شوند؛ اما عوامل متعدد دیگری در شکل دهی به سیما و هویت یک شهر موثرند. نمودار زیر ابعاد شکل دهندۀ هویت شهری را نمایش می دهد.
بدقوارگی و آشفتگی چنان بر شهرهای ما سایه افکنده که رها شدن از آن تلاش بسیار می خواهد و زمان طولانی. کافی است پا به خیابان بگذاری تا با انبوهی از رنگ ها، سنگ ها، شیشه ها، آجرنماها و بتن هایی روبرو شوی که نام بنا برخود دارند. بلندوکوتاه با خطوط افقی و عمودی نامتناسب و رنگ های ناهمگون. پنجره های نازیبا، ورودی ها و مصالح متنوع و... .این گوناگونی و ناهمگونی در سبک و شکل به اغتشاش انجامیده و شهرهایی بی هویت، غیرانسانی، ناهماهنگ و نابسامان را به شهروندان هدیه کرده است.
معماری شهرما دیگر هیچ نوع مشخصه ای را تداعی نمی کند و در واقع سازمان فضایی و محیط کالبدی شهر ، احجامی مکعب،تک عملکردی ،بدون دید و منظر و بدون سایه روشن های مناسب ، بدون نشانه و از این دست است.
بناها پیوستگی خود را نسبت به زمین ،آسمان و همجواری از دست داده اند و فضاها از میان آن سربرآورده اند. بافت شهری متشکل از احجام پراکنده ای است تهی از ارزش های فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی که بحران هویت شهری و معماری را نمایان تر می سازد این در حالی است که مردم نیازمند تغییرات در شهرها هستند. روحیه افسرده آنها نیاز به تنوع رنگ، فضا و محیط دارد و در صورت بی توجهی به آن ،فضاهای شهری ما روز به روز خموده تر و غمگین تر می شود و نتیجه ،بی تفاوتی مردم نسبت به محیط پیرامونشان است.
بخشی از این مشکل به سیاست های ساخت و ساز وزارت مسکن و شهرداری ها برمی گردد و بخشی دیگر به ساختار مالکیت زمین در شهر و ساختار سرمایه در گردش.
سیمای شهر با وجود آن که نخستین جلوه از شهر است که در ذهن و حافظه شهروندان باقی می ماند اما سال هاست که از چشم برنامه ریزان و و مدیران شهری کشور دور مانده است و هنوز برنامه جامعی برای آن وجود ندارد.
این در حالی است که شهرهای گذشته ما با ساختار و بافت های همگون و نسبتا سنتی ،مطابق با شرایط اقلیمی، نیازها و عقاید مذهبی مردم شکل گرفته بودند و نوعی تعادل و توازن میان صورت و محتوا وجود داشت. بنایی وجود نداشت که ازساخت فرهنگی و عقیدتی مردم و شهروندان و کالبد و بدنه شهر تاثیر نگیرد. اما امروز روند شتابان تغییرات دنیای مدرن در عرصه های اقتصادی، اجتماعی ،فرهنگی و معماری از یک سو و سیل ایده ها و طرح های جدید در طراحی و معماری از سوی دیگر موجب شده که سیمای امروز شهر ما نه آن همانگی و هم سنخی گذشته را حفظ کرده و نه ترکیب موزون و ساختار تعریف شده و معنا دار مدرن در آن پرورش یافته باشد.
به گفته علی نوذرپور رئیس مرکز آموزش ها و پژوهش های شورای عالی استان ها ،شهر تهران از ابعاد مختلف كالبدي، فرهنگي و اجتماعي دچار بحران هويت شده و هرچه ميگذرد اين بحران گستردهتر و عميقتر ميشود.
می گوید:" آنچه موجب افتخار و تعلق انسان به محل سكونت و شهر خود ميشود، وجود خصوصيتي است كه آن را از بقيه متمايز ميكند. در شهر تهران در اثر شهرنشيني شتابان، عناصر هويتبخش در مقياس شهر و محلههاي آن پديد نيامده و يكساني و يكنواختي در شهر مشاهده ميشود. زیرا در شهرنشيني شتابان مسئله اصلي مردم تأمين سرپناه است و نيازهاي اجتماعي ـ فرهنگي و كيفيت زندگي متناسب با محيط، كمتر مورد توجه قرار ميگيرد. این در حالی است که رفع اين معضل شهر تهران با هويت بخشيدن به عناصر و اجزاء آن ميسر مي شود. از اين رو لازم است شاخصهاي اين عناصر كه ريشه در مكان و زمان دارد و با سنتها و عقايد جامعه پيوستهاند،نمود يابند."
او از جمله عناصر تأثيرگذار در هويت شهر را بافتها و بناهاي با ارزش تاريخي می داند و می گوید:" متأسفانه این عناصر در طول دهههاي گذشته مورد بيتوجهي قرار گرفته و قسمتي از اين فضاها نابود و يا در معرض نابودي قرار گرفتهاند، به نحوي كه به هويت شهر آسيب جدي وارد شده است. از اين رو ضرورت دارد كه به طور كلي بهسازي و نوسازي بافتها و بناهاي با ارزش در دستور كار مديران و برنامهريزان قرار گرفته و با آموزش شهروندان و آشنايي آنها با هويت تاريخي شهر و محلات مختلف، ضمن فراهم آوردن زمينة احساس تعلق به آن ،زمينه مشاركت آنها در بازسازي هويت شهر فراهم شود."
او با اشاره به این که میادین مهم و تقاطع ها فضاهای باارزش شهر محسوب شده و تنفس گاه های شهری به شمار می روند معتقد است هنوز به طراحی درست این فضاها با توجه به عملکردشان توجهی نمی شود هر چند در برخی نقاط مثل حسن آباد طراحی بدنه و بازسازی تقاطع انجام و از بنای باارزش تاریخی آن حفاظت شده است اما هنور در میدان آزادی که سمب پایتخت به شمار می رود احساس ناامنی و بی هویتی می کنی. فضا از هر سو یله و رها است و احساس تعلقی را در شهروند ایجاد نمی کند و اینها ازمواردی است که تحت تاثیر الزامات کسب درآمد شهرداری قرار گرفته است."
می گوید:"این در حالی است که یک گروه با تخصص شهرسازی ،معماری،جغرافیا ،محیط زیست و برنامه ریزی شهری باید کاربری شهر را تعیین و مشخصات شبکه ها ،رابطه بین بناها ،معابر، عرض و طول و ارتفاع ساختمان ها را در طرحی جامع مشخص کنند و بر اساس آن تراکم هر منطقه تعریف شود .در حالی که بی توجهی شهرداری ها به این موضوع نه تنها موجب به هم خوردگی سیمای شهری بلکه موجب تراکم جمعیتی ساکن در محلات و به تبع آن افزایش نیاز به خدمات آموزشی، بهداشتی و شهری به ویژه آب، برق و فاضلاب می شود که در طرح محاسبه نشده و سیستم شهری را دچار مشکل می کند."
این کارشناس ارشد برنامه ریزی شهری و منطقه ای ايجاد عناصر فرهنگي در شهر و محلات و توجه به عناصر ديگر تشكيل دهندة هويت شهر از جمله نما و منظر شهري را در ایجاد اين تعلق مؤثر می داند.
می گوید:" سيما و منظر شهري مقولهاي است كه در شهر تهران كمتر مورد توجه قرار گرفته است به نحوي كه هر روز در گذر از معابر شهر و با نگاهي به اطراف ميتوان پريشان حالي سيماي شهري كه بخشي از هويت شهر را شكل ميدهد مشاهده کرد. ناهماهنگي بين ابعاد و ارتفاع ساختمانها، استفاده از الگوهاي طراحي و مصالح و رنگ معابر متفاوت و ناهمگون در عناصر دخيل در سيماي شهر، نماهاي ساختمان های مغشوش و ناهمخوان با يكديگر، از جمله مصاديق اين موضوع هستند كه چهرهاي نازيبا و آشفته به شهر تهران بخشيده اند. دستگاههاي متولي اين امر يا در اثر غفلت و يا به خاطر درگيري با مسائل ديگري كه اولويت بيشتري براي آنها دارند از ساماندهي سيما و منظر شهر و هويت بخشي به آن چشم پوشيدهاند به نحوي كه اكنون امور مربوط به سيما و نماي ساختمانها و تصميمگيري درخصوص آن را سلايق مالكان و سازندگان اين بناها تعيين ميكند حال آنكه همة شهروندان خواسته يا ناخواسته، در معرض سيما و منظر فضاهاي شهري قرار دارند و از آن تأثير ميپذيرند. درواقع ميتوان گفت كه نماهاي شهري بخشي از حوزة عمومياند كه به وسيلة بخش خصوصي بدون نظارت ايجاد ميشوند و اين بنياديترين نقد بر وضعيت موجود نماهاي شهر تهران است."
در حالی که بنا بر تعریف متخصصان، شهر زیبا، شهری است که در آن بین سه عنصر انسان، طبیعت و کالبد شهر تعادل ایجاد شود ،این تعادی در فضای شهری تهران کمتر دیده می شود .کارشناسان می گویند زندگی شهری نوعی اضافه بار اطلاعاتی برای افراد ایجاد می کند که استرس آور است و خستگی و ذهنی و نبود تمرکز حواس را موجب می شود در حالی که با استفاده از مناظر طبیعی و زیبایی های نهفته در شهرها تا حدود زیادی می توان از این فشارها کاست.
آنان نابسامانی سیمای شهری را ناشی از دو مشکل نبود طرح های بالادست و ناکارامدی یا نبود مصوبات قانونی عنوان می کنند و می گویند:"ایجاد طرح های کلان و برنامه هماهنگ و مدون در این زمینه و تهیه راهکارهای اجرایی و ضوابط و قوانین لازم و همچنین ایجاد ساختار مناسب برای اجرای قوانین از مواردی است که باید مورد توجه مسئولان شهری قرار گیرد."
به گفته نوذرپور در بندهای 1و 27 ماده 55 قانون شهرداری ها ،شهرداری موظف به ایجاد خیابان ها ، کوچه ها ،میدان ها، باغ های عمومی مجاری آب و توسعه معابر در حدود قوانین موضوعه و هرگونه اقدامی است که در حفظ نظافت و زیبایی شهر موثر است.
در ماده 23 قانون نوسازی و عمران مصوب 1347 هم اختیار نظارت بر طرز استفاده از اراضی داخل محدوده و حریم شهر از جمله تعیین تعداد طبقات ، ارتفاع و نماسازی و کیفیت ساختمان ها بر اساس نقشه جامع شهر و منطقه بندی آن بارعایت ضوابطی که از سوی شورای عالی شهرسازی تعیین و توسط وزارت کشور ابلاغ می شود بر عهده شهرداری ها گذاشته شده است بنابراین شهرداری ها با استفاده از اختیارات فوق مکلف به برنامه ریزی برای دستیابی به سیمای شهری مناسب و هماهنگ هستند .
اما به گفته نوذرپور شهرداری به دلیل مسایل جدی که با آن مواجه است و حجم بالای کار به سیمای شهر به عنوان الویت اول نگاه نمی کند به ویژه آن که فروش تراکم و تغییر کاربری به دلیل کمی منابع درآمدی ،رویه ای است که از اصفهان به تهران آمد و از آنجا به سایر شهرها سرایت کرده است.می گوید:" وقتی فروش تراکم و تغییر کاربری رویه ای برای کسب درآمد شهرداری شد در عمل سیما و منظر شهری دچار مساله شد"
او با اشاره به این که معاونت شهرسازی به دلیل نیاز شهرداری ها به درآمد دنباله رو سایر حوزه ها در شهرداری شد گفت:" با توجه به این که 10 کمیسیون فعال در تهران ماهانه 100 تا 150 پرونده تخلف ساخت و ساز را مورد بررسی قرار می دهند در سال 12هزار تخلف ساختمانی از مصوبات طرح جامع در شهر صورت می گیرد که این حجم از تخلف را در هیچ کشور پیشرفته دنیا نمی توان یافت."
در شهر تهران نه طرح جامعی دارد و نه طرح تفضیلی و برای همین شهر بدون برنامه اداره می شود اگر چه هنوز طرح جامع قدیم ملاک کار است و طرح جدید نیز برای تصویب در معاونت شهرسازی به سر می برد اما به نظر نمی رسد که وجود این طرح ها بدون در نظر گرفتن ضوابط اجرایی مشخص اجرا شود زیرا تخلف و عدول از مقررات شهرسازی حالا به یک فرهنگ شده است .
بند"ب" ماده 137 برنامه سوم توسعه اقتصادی ، اجتماعی کشور، وزارت مسکن و شهرسازی را موظف کرده است تا ابزارها و راهکارهای قانونی ساماندهی سیمای شهری را ایجاد کند اما این وظایف در اجرا با موانعی روبرو بوده اند .
او که به عنوان نامزد انتخاباتی شورای سوم شهر تهران توجه به تنوع نور و رنگ در سيمای شهري،حفاظت و بهسازي بافت ها و بناهاي با ارزش تاريخي و طراحي الگوهاي مناسب ساماندهي منظر شهر را در برنامه تبلیغاتی خود لحاظ کرده است می گوید:" نبود مقرراتی جامع به عنوان راهنمای طراحی و شهرسازی در زمینه نظارت و ساماندهی به ساخت و ساز و نمای شهری از سوی وزارت مسکن و شهرسازی وبی توجهی شهرداری به آن سبب شده است که امر ساخت و بازسازی ساختمان ها ، معابر، میدان ها ، یادمانها و فضاهای سبز عمومی بدون هیچ الگو و معیاری طراحی و ساخته شود که در نهایت آشفتگی و ناهماهنگی سیمای شهری را به دنبال داشته است."
او نبود طرح های فرادست و جامع نگر و طرح های کلان توسعه شهری با توجه به فرهنگ بومی، وضعیت اقلیمی، فعالیت اقتصادی، تحرک اجتماعی و با توجه به الگوی سنتی و سازگار را از دیگر موانع ساماندهی سیمای شهری عنوان می کند.
نوذرپور مانع سوم را دیوانسالاری عریض و طویل، پراکنده و ناهماهنگ نهادهای رسمی ذی نفوذ در مدیریت شهری می داند و می گوید:" این دیوان سالاری گسترده با جهت گیری های متضاد سبب شده هر دستگاه اجرایی به نفع خود در سیمای شهر دخل و تصرف کند و ذهنیت و منافع خود را به سیمای شهر تحمیل کرده و رابطه ساختاری و بافت بدنه شهر را بر هم زده و شهروندان و کاربران شهری را با گرفتاری و نابسامانی مواجه سازد."
او ناآگاهی شهروندان و کاربران اقتصادی، اجتماعی شهری از حق خود را نسبت به دخالت، نظارت و مشارکت در روند طراحی و ساخت و سار شهری را نیز از دیگر موانع این راه دانسته و معتقد است این مردم و شهروندان هستند که می توانند با حضور فعال خود و اعمال نظارت و یا انتخاب در مقابل دخل و تصرف های نادرست در سیمای شهر از هویت فرهنگی، اجتماعی و تاریخی خود دفاع و رابطه سیما و محتوا را به شکلی متعالی در شهر برقرار سازند و حفظ کنند.
آنچه به شهر هویت میبخشد وابسته به برداشتهایی است که ساکنان شهر از محیط اطراف خود دارند؛ بدین معنی که مفهوم هویت با کیفیت زندگی در شهر ارتباط دارد. شهر از دو بخش کلی تشکیل میشود. حوزه خصوصی و حوزه عمومی زندگی دو بخش کلان هر شهر هستند. در شهر تهران به علت اینکه اهمیتی کمی، به نسبت جمعیت ساکن در آن، به حوزه عمومی داده شده است، گاهی به نظر میرسد که حوزه عمومی تکههایی باقیمانده از حوزه خصوصی است که هیچ معنا و مفهومی را به ذهن متبادر نمیکند. چنین به نظر می رسد که فضاهای شهری زندگی مانند میدانها، خیابانها، پارکها و... در میان متولیان خصوصی زندگی شهری، به فراموشی سپرده شدهاست!
به طوری که این گونه به ذهن میرسد که در فضاهای شهری ما، اول ساختمانها ساختهمیشوند و بعد آنچه که باقی میماند، فضاهای شهری است! در این صورت چطور میتوان به زیباسازی فضایی که بدون تعریف خاصی ایجاد شده، پرداخت؟
نوذرپور راه حل برون رفت از این وضعیت را تدوين اصول و ضوابط و مقررات نما و منظر شهري براساس ويژگيهاي فرهنگي، اقليمي و كاركردي مناطق مختلف شهر،نظارت بر نماسازي ساختمانها به منظور جلوگيري از ايجاد نماهاي ناهمخوان و مغشوش با اساس ضوابط مصوب،استفاده از تشكلهاي حرفهاي به عنوان بازوهاي اجرايي شهرداري جهت كنترل ضوابط نماهاي شهري و فرهنگسازي و آموزش دست اندركاران ساختوساز و صاحبان حرف و شهروندان درخصوص اصول و ضوابط نماسازي می داند .
ساماندهي نماهاي شهري تهران با اولويت نماهاي فرسوده، و خيابانها و محورهاي اصلي شهر،زيباسازي محيط شهري با استفاده گسترده و اصولي از رنگ و نور و ديگر مصالح و ابزارهاي نوين، از جمله رنگآميزي فضاها، جدارهها و مبلمان شهر به صورت گسترده در هماهنگي با محيط جهت ايجاد حس اميد و آرامش در شهروندان و ايجاد تعادل در منظر خيابان با استفاده از رنگهاي مناسب براي ساختمانها و واحدهاي تجاري و اداري در لبههاي اصلي شهر از راه حل هایی است که او در این خصوص ارائه می دهد و می گوید:"استفاده از نقاشي ديواري و کارهای گرافیکی در بدنة خيابانها، پيادهروها، ميدانها و پاركها جهت جذابيتبخشي به چهرة شهر، بكارگيري سنگ در بهسازي و نوسازي پاركها، ميادين، پيادهراهها با هدف افزايش زيبايي و بالا بردن كيفيت عناصر و پايداري و ماندگاري آنها،نورپردازي فضاهاي شهري تهران متناسب با ويژگيهاي محيطي وبالا بردن حس تعلق شهروندان به شهر و فضاهاي تاريخي و يادماني با ايجاد زمينههاي مشاركت و همكاري آنها در ادارة شهر را از اقدامات اساسی در ایجاد سیمای مناسب شهری است که شورای سوم باید به آن توجه ویژه نشان دهد."
حفاظت و بهسازي بافتها و بناهاي با ارزش فرهنگي و تاريخي، از جمله تهيه طرحهاي موضعي ساماندهي بافتهاي تاريخي محلات شهر و تدوين ضوابط و مقررات ملاك عمل، تعريف و احياي محورهاي تاريخي شهر، احياء بناهاي با ارزش تاريخي در داخل بافت قديمي و جلب مشاركت مالكان و بخش خصوصي براي بازسازي و نوسازي بافتها و محلات قديمي با ارائه تمهيداتي نظير بخشودگي در عوارض ساختوساز و … از دیگر مواردی است که این برنامه ریز شهری برای حفاظت از بافت تاریخی شهر برآن تاکید دارد
او ساماندهي كاربريها و انتقال كاربريهاي مزاحم از بافتهاي تاريخي، هويت بخشي به محلات قديمي واجد ارزشهاي تاريخي، طراحي و استقرار ساختار مديريت و برنامهريزي بافت تاريخي شهر، گسترش گردشگري و استفاده از پتانسيلها و ظرفيتهاي شهر با ايجاد زيرساختها و تأسيسات مورد نياز خصوصاً در بافتهاي تاريخي و طراحي عناصر مبلمان شهري متناسب با ويژگيهاي محيطي و اجراي آن در شهر را نیز در لیست برنامه حفظ سیمای شهری خود گنجانده است.
تهران _31تير 1385
پايگاه اطلاع رساني شهرسازي و معماري، هديه درمان: بررسي آماري نشان دهنده اين موضوع است كه در هر سال 50 ميليون نفر به جمعيت شهر نشين كشورهاي در حال توسعه اضافه ميشود. در ايران نيز شهر نشيني طي دهههاي گذشته با شتاب فزاينده اي گسترش يافته و همچنان اين روند ادامه دارد.
رشد سريع جمعيت و گرايش مردم به شهر نشيني، تقاضاي فزايندهاي را براي تهيه مسكن به دنبال داشته كه اين موضوع در پي خود مشكلات عديده اي در زمينه توسعه شهري بوجود آورده است. ناتواني در پاسخگويي مطلوب و مناسب به اين مساله، وضعيت نا مطلوبي را به صورت بي مسكني، بد مسكني و تنگ مسكني براي بسياري از اقشار جامعه به همراه آورده است.
مسكن به عنوان يكي از نيازهاي نخستين بشر، ابتدايي ترين سوالي بوده كه انسان سعي در يافتن پاسخي مناسب و معقول براي آن بوده است، اما هميشه در برنامه ريزيهاي ملي به مسكن نه به عنوان محلي براي آسايش ساكنان در ابعاد عيني و ذهني، بلكه به عنوان يك مشكل اقتصادي و فقط از اين بعد بر خورد شده است.
سازندگان و توليدكنندگان مسكن آزاد بهدليل اينكه بهدنبال فروش سريع و بازگشت سرمايه خود هستند، سعي در هر چه بيشتر مطرح كردن خود در محله مسكوني و نمايشي متمايز از بناي خود دارند و به همين دليل يكي از دلايل عمده ناهماهنگي نماي ساختمانها در سطح شهر هستند.
در رابطه با مسكن تعاوني شرايط بدتري وجود دارد. به دليل وضعيت مالي ضعيف سازندگان و اينكه ساكنان و مالكان بهدنبال فروش ساختمان نيستند، بدون انجام عمليات پاياني نظير نماسازي مورد استفاده قرار مي گيرند و يا با كمترين هزينه و بدون طراحي نما، حجم و كالبد ساختمان رها ميشود. البته در سالهاي اخير در شهر تهران هيچ ساختماني بدون نماسازي نبوده است، ليكن اين مساله در شهرستانها همچنان انجام ميشود.
چگونه به موضوع نما در معماري بينديشيم؟
نما در لغت نامه دهخدا به معناي صورت ظاهري هر چيزي، آنچه كه در معرض ديد و برابر
چشم است، آنچه از بيرون سوي ديده مي شود، منظره خارجي بنا و عمارت، قسمت خارجي ساختمان و نماسازي، فن روسازي ساختمان و ساختن نماي عمارت است.
در سالهاي اخير پس از مطرح شدن دوباره اهميت فضاهاي عمومي و ارزش زندگي شهري، نما اهميت دوباره اي يافته است. نما در عمل درون ساختمان را از بيرون و فضاي خصوصي را از فضاي عمومي جدا مي كند. نما حاكي از موقعيت فرهنگي سازندگان ساختمان است و نشانگر ميزان نظم طرح ساختمان، امكانات و ذوق تزيين و خانه آرايي طراح و مالك است. يك نما به مثابه معرفي وضعيت ساكنان ساختمان در بين عموم است. نما در واقع صورت ساختمان و بهترين بيان حالتي است كه فرد طراح يا مالك از خود در برابر بيرون دارد. نماهاي داخل ساختمان بيشتر جنبه خصوصي دارند، ليكن نماهايي كه به سمت كوچه و بافت شهر باز ميشوند، جنبه عمومي تر دارند.
بنابراين وجوه پشت و جلوي ساختمان از يك طرف داراي نمود اجتماعي و از طرف ديگر نمود مشخص ساكنان خود است بنابراين نماي هر ساختمان بايد هم با فضاي عمومي همبستگي داشته باشد و هم بتواند حجم داخلي ساختمان را بيان نمايد.
نماي هر ساختمان موثر در مجموعه شهري است كه در آن حضور دارد و اين تاثير را در بدنه خيابانها يا ميدانها كه در آن قرار گرفته است مي گذارد. اگر به نماي ساختمان واحدي، بدون در نظر گرفتن نماي ديگر ساختمانها فكر شود، همگوني نماي شهري در كليت از بين ميرود.
تناقض بين جنبه شهري و بيان فردي نما در صورتي ميتواند از بين رود كه ساختمان جزيي از شهر در نظر گرفته شود و ارتباطات آن با محيط اطراف چند جانبه باشد. نماي رو به كوچه و خيابان بايد تابع عوامل همبستگي بين نماهاي اطراف باشد. اما در عين حال بر اساس تركيبي از اجزا مختلف بر حسب عملكرد، ابعاد و مصالحشان شخصيت خاص خود را دارد.
نما در واقع يك سطح صاف و تخت نيست بلكه آن سطح انتقالي بين فضاي داخل و خارج است كه با عقب نشستگي و پيش آمدگي، تراس و غيره با فضاي داخل مسكن ارتباط پيدا ميكند.
براي اينكه نماي ساختمان حريم خصوصي ساكنان خود را حفظ كند بايد نسبت به خيابان بستهتر و محفوظتر باشد.
نماي ساختمان بايد بهدنبال خلق يك كليت هماهنگ بهوسيله تناسب خوب پنجره ها، بازشوهاي در، سايبان و محدوده سقفها، سازه عمودي و افقي، مصالح، رنگ، عناصر تزييني و... باشد. پنجرهها همواره با ديگر عناصر ديوار، سطوح باز و بسته، تيره وروشن، صاف و ناهموار را بوجود مي آورند. به علت تكرار دوره اي پنجره ها، در ساختمانهاي چند طبقه، نظم كاملي به چشم ميخورد. اما گاه بهعلت افزايش نور در طبقات بالاتر كاهش داده ميشود و اين نظم آهنگ خود را از دست ميدهد.
جداسازي عناصر افقي و عمودي تاثير كلي در نما دارد. تناسبات عناصر ساختمان لازم است با كل ابعاد ساختمان مطابقت داشته باشد. براي مثال در ساختمانهاي كوتاه عريض، ابعاد عرضي غالب خواهد بود. در ساختمانهاي بلند عناصر باريك برتري خود رانشان ميدهند. در و پنجره و نعل درگاهها تاثير خاصي در نما ميگذارند. ناودانها، سايه بانها، پيش آمدگيهاي سقف و بالكنها ايجاد سايه هاي خاصي بر روي نما ميكنند.
تفاوت سطح ها بايد در نما مشخص باشد. براي مثال بين طبقه همكف، ساير طبقات و طبقه انتهايي بايد يك تفاوت اساسي وجود داشته باشد. تركيب كلي نما در واقع نظم در اين تفاوتها است.
عناصر اصلي نما مثل پنجره، در، سطوح و محدوده پاياني سقف و غيره در شكل، رنگ، و مصالحشان با يكديگر اختلاف دارند. اين عناصر معناهاي متفاوتي دارند. مثلا نميتوان بالا و پايين پنجره و در را با هم همرديف كرد. اگر ارتفاع اين بازشوها يكسان نباشد مي توان از ضرايب مشترك و يا رنگهاي يكسان استفاده نمود. نسبتهاي هندسي نقش تعيين كننده اي در هماهنگ سازي ظاهر نما دارند. ميتوان پنجره ها را در گروههاي كوچكتر تركيب شده كه شكل مشخصي را ايجاد ميكنند دسته بندي كرد. نماها مي توانند از نظر مصالح نيز با يكديگر متفاوت باشند.
مصالح نما در رنگ، شكل، زبري و خشني نما تاثير مي گذارد. مصالح بومي نشان ميدهد كه نما مربوط به چه منطقه اي است.
تركيب پنجره ها، ايوانها، درها و بهطور كلي بازشوها، همچنين بافت و جنس نما و كمپوزسيون آن در هر عصر متفاوت است و در عين حال در يك تداوم شهري تغيير ميكند. طراح ميتواند نما را به عاليترين حد تركيب معماري برساند و يا آنرا تا حد يك سطح بدون طراحي و فكر رها كند.
در اعصار مختلف بازشوها به شكل مشابهي در سطح نما قرار ميگيرند و تنوع در قرار گيري آنها تابع عوامل داخلي چون بزرگي ساختمان، عريض بودن آن و يا عوامل اقليمي چون جهت قرارگيري و محل قرارگيري است. در پهناي ديوار نما تعبيه پنجره دو جداره، آفتابشكن، سايبان و ... نقش تنظيم كننده شرايط آب و هوايي فضاهاي داخلي را خواهد داشت.
در ديوارهاي باريك معاصر اين عمل با جلو و عقب آمدن ساختمان انجام ميشود. يكي از عوامل ضروري درهويت نما تعيين محدوده نما است. نمايي مي تواند در طرح خود موفق باشد كه به اين سوالها پاسخ گويد. محدوده عمودي جانبي ساختمان كجاست؟ خط پاياني افقي ساختماني چگونه است و مرز ساختمان در آسمان به چه شكل است؟ انتهاي ساختمان چگونه به پايان ميرسد؟ گوشههاي ساختمان چه وضعي دارد؟ اگر ساختمان همسايه اي دارد ارتباط نماي ساختمان فعلي با نماي همسايه چگونه به پايان مي رسد؟ گوشه هاي ساختمان چه وضعي دارد؟ اگر ساختمان همسايه دارد ارتباط نماي همسايه چگونه است و اگر در فضا قطع مي شود اين ارتباط چگونه است.
محدوده هاي افقي ساختمان عبارتند از نقطه اتصال به آسمان ( محدوده پاياني ساختمان) نقطه اتصال به زمين (محل نشستن ساختمان بر زمين) و پوشش ساختمان مثل بام و شيرواني. محدوده پاياني ساختمان بايد معناي اتمام ساختمان را با خود داشته باشد و طبقه همكف ساختمان را با خود داشته باشد و طبقه همكف ساختمان بايد مفهوم نشستن ساختمان بر زمين را برساند. طبقه همكف بايد در محدوده قد افراد كشش لازم را بر عابر پياده و بيننده ايجاد كند.
كنج يا گوشه نما در واقع محل برخورد دو نماي عمود بر هم است. كنج ميتواند حالت عمود 90 درجه، نيم دايره يا سه وجهي را داشته باشد و هر كدام مي تواند تاثيرات متفاوتي را در نما بگذارد. در يك ميدان يا چهارراه هماهنگي كنجهاي ساختمان هايي كه در چهار طرف آن قرار گرفته است مي تواند در نماي شهري تاثير زيبايي داشته باشد.
نماي ساختمان خالق نماي شهري است
نماي شهري از مجموعه نماهاي مشرف به فضاي عمومي بهدست مي آيد. اين نماها از جهتي همگن و از جهتي ناهمگن هستند. ميتوانند همگن باشند چون با استفاده از زباني مشترك روي بدنه اجزا شهر اجرا مي شوند و اما از آنجا كه هر كدام از اين فضاها به كمك اين زبان، مقاصد و نيازهاي خود را بيان ميكند، ناهمگن هستند. در شهرهاي ما زبان مشتركي بين نماها وجود ندارد. نه فرهنگ مشتركي براي بيان دارند، نه مصالح يكساني بهكار گرفته اند و نه سبك مشخصي را دنبال ميكنند.
در واقع هر يك از نماها در شهر نشانه وضعيت اقتصادي و اجتماعي سازنده و نحوه تفكر و نگرش او به مسايل مختلف است.
نماي شهري در واقع تركيبي از اجزا متفاوت است كه بر اساس اتفاقاتي كه در خيابانها ومعابر ميافتد شكل مي گيرد.
اين اجزا در صورت رعايت مسايلي كه پيش از اين نيز به آن پرداخته شد ميتوانند با يكديگر نقاط اشتراك جالبي داشته باشند كه نمي توان وجود آنها را نفي كرد.
عناصر پراهميت درنما
ورودي يكي از عناصر حايز اهميت نما در ساختمان است كه محل و اهميت طراحي آن به شكل مستقيم نمايانگر نقش و عملكرد ساختمان است. در ورودي نشانه گذر از فضاي عمومي خارجي به فضاي خصوصي داخلي و يكي از مهم ترين عناصري است كه ميتوان به عنوان نشانه ساختمان از آن نام برد.
ليكن بهدليل اهميت اقتصادي كه سطوح ساخته شده داخلي براي سازندگان دارند، اغلب وروديها به فضاهاي كم اهميتي تنزل يافته اند. سرمايه گذاران ساختماني هم فقط به رعايت ضوابط ضروري طراحي ساختمان بسنده ميكنند.
بيشترين مشكل زماني است كه ورودي وسايل نقليه به حياط پاركينگ با ورودي خود ساختمان يكي شود. در اين حالت فرد وارد شونده به ساختمان فقط يك راه باريك كنار ديوار برايش باقي ميماند. گاه نيز ورودي يك ساختمان مسكوني بيش از حد پرتجمل است، بهنحوي كه عملكرد ساختمان را دگرگون ميسازد. زماني هم ورودي به يك بناي بزرگ تنها با روزنهاي امكان پذير ميشود. تناسب ورودي و حجم ساختمان مي تواند نقش مهمي در توجيه عملكرد و شكل ساختمان داشته باشد.
از آنجا كه طبقه همكف ساختمان قسمت اتصال به زمين يا كف پياده رو است، به صورت قابل توجهي در معرض ديد قرار ميگيرد. طبقه همكف اهميت ويژه اي در زندگي شهري دارد، به اين علت كه عابران پياده اين قسمت را بهطور مستقيم ميبينند. از اين رو نماي اين قسمت پر اهميت است و مصالح مورد استفاده در اين قسمت بايد نسبت به بقيه ساختمان با دوامتر و مستحكم تر باشد تا عابر در نگاه به نماي ساختمان احساس ثبات كند. ساختمانهايي كه طبقه همكف آنها عملكرد تجاري دارد، بهدليل تغيير دكوراسيون واحدهاي تجاري دايما دستخوش دگرگوني ميشوند. همين موضوع موجب ميشود كه ساختمان مذكور شخصيت ثابت خود را از دست داده و داراي نماي شناخته شده ثابتي نباشد.
تراسها چشم اندازهاي جديدي نسبت به فضاهاي بيرون براي ساختمان فراهم ميآورند. بالكنها نبايد حالت موقت و ناپايداري كه در بيننده تصور بهراحتي جدا شدن از بدنه ساختمان القا شود را داشته باشند.
لبه بام حد و مرز ساختمان و آسمان است و از نظر بصري بام انتهاي نماست. بام پوستهاي است كه بر سر ساختمان قرار دارد. بنابراين لبه بام نميتواند بدون تفاوت با ديگر قسمت ها در آسمان رها شود.
صورت ظاهر ساختمان و آنچه كه در برابر ديد عموم قرار دارد، در واقع پر اهميت ترين قسمت ساختمان در برابر عابران و ساير افراد غير استفاده كننده از ساختمان است. همانطور كه عنوان شد نماي ساختمانها، نماي شهري را ايجاد مي كند، اما بهدليل ضعف قوانين موظف كننده طراح و سازنده در اين ارتباط، نماي ساختمان در كمترين اهميت قرار گرفته است.
در بسياري از شهر هاي بزرگ جهان، ضوابط و مقررات ويژهاي در ارتباط با سيما و كالبد شهر وجود دارد و گروهي از برجستهترين افراد با تخصصهاي مرتبط هنر زيبا سازي و زيبايي شناسي به كنترل طرح هاي بزرگ و كوچك معماري و شهري از نقطه نظر هماهنگي نماي بيروني ساختمانها و محيط شهري يعني از جنبه هاي رنگ، حجم، مصالح مناسب، فضاي پر و خالي نما، رعايت اصول هماهنگي و تناسبات و... مي پردازند.
آنچه براي علاقهمندان به اين موضوع نگران كننده است، پاسخگويي با شتاب به نيازي كاملا محسوس است. در اين ساخت و ساز پر شتاب نياز به بررسي طرحهاي ارايه شده توسط جمعي از صاحب نظران و مسوولان در مراكز تاييد پروانههاي ساختماني ضروري به نظر ميرسد. بررسي ميداني طرح ساختمانها با بناهاي اطراف از لحاظ كيفيت طرح معماري، نماي ساختمان، تناسب حجم آن با ساختمانهاي اطراف، زيبايي طرح و مصا لح مورد استفاده و... نيز گامي موثر در بالا بردن كيفيت نماهاي شهري است. با در نظر گرفتن موارد ذكر شده و القا آن توسط شهرداري هر شهر، مي توان شاهد ارتقا كيفيت شهرها و زيباسازي نماي شهرها بود.
این وبلاگ جهت درج نقطه نظرات و مطالب علمی تهیه شده دانشجویان بخش شهرسازی دانشگاه شیراز و سایر علاقمندان به این رشته دایر گردیده است. از دانشجویان و محققان عزیز انتظار همکاری در این زمینه داریم.
انجمن علمی دانشجویان بخش شهرسازی دانشگاه شیراز
|
|